گزارشی از کنفرانس یکروزه حجاب اسلامی در دانشگاه گوته فرانکفورت / ناهید نصرت

روز هشتم ماه مه 2019 در بخش تحقیقات اسلامی دانشگاه فرانکفورت با مدیریت خانم شروتر کنفرانسی تحت عنوان « حجاب اسلامی، نماد احترام به زن یا سرکوب زنان» برگزار شد. از مدتی قبل جوانانی که خود را دانشجویان مسلمان نامیده بودند، با تشکیل کنفرانس مخالفت کرده و خانم شروتر را راسیست و ضد اسلام نامیده و خواهان اخراج ایشان از دانشگاه و لغو کنفرانس شده بودند. جریان های پشت این حرکت اعتراضی روشن نبودند. انجمنی که تحت نام «حقیقت اسلام» از حجاب کودکان پشتیبانی می کند، از حرکت اعتراضی پشتیبانی کرده بود. این انجمن با گروه اسلامیست حزب التحریر همکاری دارد.

پروفسور سوزانه شروتر

آستا(سازمان صنفی دانشجویی) دانشگاه فرانکفورت با این اتهام مخالفت کرد و از تشکیل کنفرانس پشتیبانی نمود و بیانیه ای تحت عنوان « ما فریادمان را رساتر می کنیم» در رسانه ها منتشر کرد. فاطمه کسر که نماینده آستا در زمینه مسائل زنان بود، در کنفرانس مطبوعاتی که یکساعت پیش از کنفرانس تشکیل شده بود، شرکت نمود و به توضیح مواضع آستا پرداخت. او گفت که از اتهامی که به خانم شروتر زده اند، شگفت زده است، چون خود او دیدگاهی رادیکال تر از خانم شروتر در این زمینه دارد. فاطمه کسر گفت که متاسف است که از هر بحثی در این زمینه با اتهام راسیسم جلوگیری می کنند. او هم لازم می بیند که در این زمینه بحث و گفتگو شود، ولی به او هم که کرد است، اتهام راسیسم زده می شود. او دلایل آستا را برای رد اعتراضی که آنرا «کمپین نفرت» نامیده بود برشمرد.

او گفت گروه معترض با شعار « تولرانس برای راسیسم نه - شروتر اخراج» آمده است ، آستا با بیانیه رسمی این حرکت را از صورت شعار و اتهام خارج کرده و به بحث می کشاند. در بیانیه آستا آمده بود، واژه «راسیسم ضد اسلامی»، برچسبی برای جلوگیری از هر تحقیق انتقادی نسبت به این ایدئولوژی است. این واژه مانند « اسلاموفوبی» تلاشی ست که می کوشد سازمانهای اسلامی را از نظرات انتقادی در امان نگهدارد و از آنان پشتیبانی کند. این کنفرانس ها و بحث ها برای مقصر جلوه دادن کسانی نیستند که به یک مذهب اعتقاد دارند، بلکه به ارزیابی اساس فکری یک مذهب و عمل اجتماعی آن می پردازند. پروفسور شروتر اساسا مسئول مرکز پژوهش های اسلامی است، او این تحقیق را در مورد حجاب که سمبل جدایی دو جنس است، انجام داد. این حرکت اعتراضی نه تنها علیه خانم شروتر، بلکه مخالف هر نوع پژوهش انتقادی در مورد اسلام است.

خواسته این افراد برای تحمیل تفسیر انحصاری خودشان در برخورد با اسلام، غیر قابل پذیرش است. اضافه بر آن این اتهام هم پذیرفتنی نیست که منتقدان اسلام می خواهند «دیکتاتوری ارزشی» خود را اعمال کنند. این اتهام دقیقا همان چیزی است که در کشورهایی که اسلامیست ها بقدرت رسیده اند، اعمال می شود. در تمام این کشورها آنان علیه یهودیها، زنان، کمونیست ها و افراد دگر اندیش و...دیکتاتوری ارزشی خود را اعمال کرده اند، آنان قانون شریعت خود را حتی به زندگی خصوصی افراد هم در این کشور ها تحمیل کرده اند. برای ما وحشتناک است که واژه «دیکتاتوری ارزشی» که از جانب گروه اسلامیستی مانند حزب التحریر، که برای حاکمیت اسلام می جنگد، ساخته شده، از جانب سازماندهندگان این حرکت اعترضی هم استفاده شده و به دانشگاه راه یافته است.

در پایان بیانیه آستای دانشگاه فرانکفورت از سازماندهندگان حرکت «شروتر اخراج» فاصله می گیرد و این حرکت را مردود می داند.

تصویر زیر از تظاهرات زنان ایرانی در هشت مارس سال 1357 در اعتراض به فرمان حجاب اجباری روح الله خمینی در بیانیه آستا بود

.

تبلیغات اعتراضی به کنفرانس در حدی بودند که خانم شروتر، تا زمانیکه ایمیل رسمی برای اجرای کنفرانس را از دانشگاه دریافت نکرده بود، به اجرای آن اطمینانی نداشت. روز برگزاری محوطه کنفرانس در دانشگاه در کنترل پلیس بود و برای اقدامات امنیتی کیف ها را در ورودیه محل کنفرانس کنترل می کردند. بجای اعتراض وسیعی که پلیس و برگزار کنندگان انتظار داشتند، چند زن و مرد جوان برخی بی روسری در مقابل در ورودی به اعتراض ایستاده بودند و پلاکاردهایی مانند «جسم من انتخاب من» و یا « صفر تولرانس برای راسیسم. شروتر اخراج» در دست داشتند.

کنفرانس در ساعت ده صبح پس ار کنفرانس مطبوعاتی آغاز بکار کرد. بیش از هفتصد نفر برای شرکت نام نویسی کرده بودند، که برای سالنی که در نظر گرفته بودند، بسیار زیاد بود و بسیاری از امکان پخش زنده استفاده کردند. بجز چهره های آکادمیک، نمایندگانی از سوی احزاب و ارگانهای دولتی محلی در زمینه انتگراسیون اجتماعی شرکت داشتند. خانم شروتر مسئول مرکز تحقیقات اسلامی انگیزه خود در برگزاری کنفرانس را، برگزاری نمایشگاه مد اسلامی در فرانکفورت اعلام کرد.

این نمایشگاه مورد اعتراض فمینیست ها بویژه فمینیست های ایرانی قرار گرفته بود، چون آنرا تلاشی برای عادی سازی حجاب می دیدند. او از ارگانهای دولتی محلی، آستای دانشگاه و از سخنرانان و شرکت کنندگان که ازبرگزاری کنفرانس پشتیبانی کرده بودند تشکر کرد. او در پیشروی جو ضد دموکراتیک از آلاین فینکیل کرات، فیلسوف یهود نام برد که مدتی پیش با اتهام راسیست ضد اسلام از دانشگاه پاریس اخراج و از سخنرانی او جلوگیری شده بود. او گفت که هر چند دانشجویانی هم به او اتهام راسیست زده اند ولی او خوشحال است که دانشگاه گوته مشعل آزادی پژوهش را روشن نگهداشته است.

او ادامه داد: من در این کنفرانس افراد را با دیدگاههای گوناگون موافق و مخالف دعوت کرده ام. در بین همکارانم هم که مورد احترامم هستند، افرادی با حجاب داریم. درست است، نمیگویم که مخالفین اسلام وجود ندارند، ولی این اتهام که می زنند برای جلوگیری از آزادی بیان است. لازم نیست که همگون باشیم تا بتوانیم با هم زندگی کنیم. ما از آزادی پژوهش و نظردفاع می کنیم و به آن پای بندیم.

... در این مورد در سطوح مختلف دولتی برنامه ریزی شده است. ما هنوز در مرحله روشنگری هستیم. سیاست باید بتواند بین اسلام و اسلام سیاسی تشخیص دهد. تا اجرای قانون اولین قدم روشنگریست.

او گفت ما در مورد زنانی که حجاب دارند، حرف نمی زنیم ما از یک سیستم که آنرا وارد کرده حرف می زنیم. در مدارس از جانب اسلامیست ها حجاب کودکان تبلیغ می شود. سالافیست ها کمپین حجاب به راه انداخته اند. در برخی مدارس در مواردی که کودکان بدون حجاب در اقلیت هستند، مورد آزار قرار می گیرند. البته کسی هم حق ندارد زنی را که حجاب دارد، مورد تحقیر قرار دهد. بنظر من حتی یک زن می تواند فمینیست و با حجاب هم باشد. ما از چگونگی تصمیم افراد باخبر نیستیم و نمی توانیم قضاوت کنیم. گرداننده برنامه امروز هم همانطور که می بینید، همکار با حجاب من است.

او سپس سخنرانی خود را تحت عنوان «زیبایی شناسی سرکوب گر» ارائه داد. او در این سخنرانی به تجربه زندگی خود در اندونزی و روند اسلامیزه کردن این کشور و سرکوب زنان در زمان بقدرت رسیدن اسلامیست ها و به اجرا در آوردن مد اسلامی در سال 2011 پرداخت. او گفت که در اندونزی مدتی طول کشید تا قانون اسلامی را به اجبار به اجرا در آوردند. آنها لباس زنان را با زور سرنیزه تغییر دادند.

خانم شروتر گفت چون اسلام بعنوان یک جریان ضد امپریالیست شناخته شده بود، در برابر سرکوب و حتی سنگسار زنان در این دیدگاه پدرسالارانه تاکنون سکوت جمعی شده است. کنفرانس فرانکفورت درباره حجاب نقطه عطفی در روند چنین موضع گیریست، که نقد اسلامیسم را که با اتهام راسیسم از آن جلوگیری می شد، به راه می اندازد و فضا را برای گفتگوی آزاد باز می کند.

دومین سخنران آلیس شوارتزر بود که سخنرانی خود را تحت عنوان «از تهران تا برلین، قطار پیروزی اسلام سیاسی، از تولرانس اشتباه جلوگیری کنیم.» ایراد کرد

.

آلیس شوارتزر از اسلام سیاسی که در سال 1979 توسط روح الله خمینی در ایران به قدرت رسید، صحبت کرد و از تجربه خود در رابطه با فمینیست های ایران که از خمینی پشتیبانی کرده و پس از قدرت گرفتن جمهوری اسلامی با سرکوب مواجه شده و از فمینیست های کشورهای دیگر کمک خواسته بودند و از سفر خود به ایران گفت.

او به توضیح گسترش اسلام سیاسی در منطقه توسط حکومت اسلامی و از جانب دیگر تقویت طالبان توسط آمریکا پرداخت و انقلابات اسلامی منطقه را برشمرد، انقلاب 1979 در ایران، 1985 در پاکستان، پشتیبانی امریکا از طالبان در افغانستان، ادامه انقلاب اسلامی در الجزایر، 1996 درچهچه نین.

اوگفت فقط به تصویر زنان در این کشور ها نگاه کنید، ببینید چه تغییری در این مدت کرده اند. زنانی که نیم قرن پیش مانند ما زندگی می کردند.

او گفت که نیم قرن پیش یک ونیم میلیون مسلمان از ترکیه وارد آلمان شدند که تنها مادر بزرگ ها روسری هایی شبیه به روسری زنان در بایرن و یا روستاهای آلمان می گذاشتند. الان دختران جوان خود را با روسری های بلند می پوشانند. این اگر ناشی از اسلام سیاسی دهه های اخیر و پرچم آنان نیست پس چیست؟ چرا مسلمانان نیم قرن پیش نداشتند؟

شوارتزر به ممنوعیت نقد اسلام سیاسی اعتراض کرد. او گفت هر کسی که از حجاب انتقاد می کند، دشمن تلقی می شود. این برخورد فقط بنفع پوپولیست های راست در آلمان است. شوارتزر از ممنوعیت حجاب کودکان دفاع کرد و حجاب را پرچم اسلام سیاسی نامید.

او گفت میگویند همه چیز در ایران تغییر کرده دیگر مثل سابق نیست. آره دیگر پونز در پیشانی زن بی حجاب فرو نمی کنند، فضا باز شده ولی نسرین ستوده ها با اتهامات واهی در زندانند. از نسرین ستوده گفت که برای دفاع از دختران جوانی که به مخالفت با حجاب اجباری دستگیر شده بودند، به سی و سه سال زندان و 148 ضربه شلاق محکوم شده است.

او در خاتمه گفت که یک نوع تولرانس اشتباه و یا «خارجی پرستی» به راه افتاده که راه هر گفتگو و نقدی را می بندد و بنظر من چه «خارجی پرستی» و چه «خارجی ستیزی» دو روی یک سکه اند. هر دو «خارجی» را دیگری می بینند. تولرانس دومی مانند نفرت اولی زیان بخش است.

اینگونه مماشات با اسلامیست ها و انجمن های اسلامی خیانت به اکثریت توده مسلمان است، که در منافع اسلامیست ها نفعی ندارند.

حقوق انسانی برای همه هست. صرف نظر از هر فرهنگی که فرد دارد. ما در این سی سال برای حقوق برابر مبارزه کردیم و به دستاوردهای زیادی رسیدیم. این را ادامه می دهیم هرچند مذاهب موانع خود را ایجاد می کنند. نه تنها اسلام بلکه اوانگلیش و کاتولیک و ...

سومین سخنران دینا ال دوماری استاد دانشگاه الهیات مونستر، سخنرانی خود را در زمینه «حجاب در اسلام، رویکردی در الهیات» ایراد کرد. سخنران بعدی عبدالحکیم اورقی استاد الهیات دانشگاه فرایبورگ بود که سخنرانی خود را تحت عنوان«شما مجبور نیستید حجاب بگذارید. روشنگری بجای پوشاندن» ایراد کرد. هر دو این سخنرانان که به مسلمانان لیبرال تعلق داشتند، حجاب اسلامی متداول را تعریف قرآن از حجاب نمی دانستند و انرا ناشی از برداشت های نحله های گوناگون اسلامی می دیدند.

دینا ال دوماری موهایش را با عمامه مانندی پوشانیده بود. هر دو این سخنرانان روشنگری بیشتر در زمینه حجاب را در مدارس، خانواده ها و انجمن ها پیشنهاد می کردند و ممنوعیت حجاب کودکان را برای پیشبرد این روشنگری مفید نمی دیدند. خانم ال دوماری براین نظر بود که این ممنوعیت می تواند، به واکنش های نادرست هم کشانیده شود.

سخنران بعدی مریم هوبش عضو «جماعت اسلامی احمدیه» سخنرانی خود را تحت عنوان « آزادی زیر حجاب، اسلام چگونه حقوق زن را تعریف می کند» ایراد کرد. هوبش تولرانس بیشتری را نسبت به زنانی که حجاب دارند، خواستار شد.

او در مورد حجاب گفت که بسیاری از زنان خودشان این تصمیم را گرفته اند، همه قربانیان مرد سالاری نیستند. آنها می خواهند اعتقادات خود را بیان کنند.

با اینکه در آنجا صحبتی از ممنوعیت حجاب بزرگسالان نبود و این درخواست تنها برای کودکان پیشنهاد شده بود، او ممنوعیت حجاب را بطور عمومی بیان می کرد ومخالف قانون اساسی می دانست.

او گفت با اینکه به من گفته شد که شرکت نکنم و اکثر سخنرانان هم مخالف حجاب بودند، ولی من در اینجا شرکت کردم که فقط با همفکران خود حرف نزده باشم.

جماعت اسلامی احمدیه که اعضایش 2000 نفر در آلمان تخمین زده می شوند. از جنبش اسلامی احمدیه در هند متاثر است و تحت تاثیراین جنبش درآلمان بوجود آمده است. جماعت احمدیه مخالف دخالت دین در دولت است.

نکلا کلک سخنران بعدی کنفرانس نویسنده و جامعه شناس ترک از هیئت مدیره تره د فم بود. او سخنرانی خود را تحت عنوان « سرها را آزاد بگذارید. ممنوعیت حجاب کودکان در مدارس ابتدایی و محیط های آموزشی کودکان» ایراد کرد.

او در زمینه این دادخواست گفت که چگونه با ابتکارعمدتا زنان غیر آلمانی در تره دفم و با اکثریت کمی این خواسته به درخواست تره دفم انجامیده است. او علل روانشناسانه این در خواست را توضیح داد و گفت که تعداد دختران محجبه در مدارس ابتدایی رو به افزایش است و خواستار این شد که دولت آلمان از حقوق برابر کودکان در بهره مندی از کودکی پشتیبانی کرده و حجاب کودکان را که ناشی از ایدئولوژی تحمیلی والدین و در جهت کناررفتن کودکان دختراز فعالیت های مدرسه است، جلوگیری کند و برای دختران خانواده های مسلمان مانند پسران امکان رشد و بهره مندی از کودکی را فراهم نماید.

او دخالت دولت را در این زمینه، مانند دخالت دولت در تصویب قانون ممنوعیت کار کودکان و یا آموزش اجباری کودکان در جهت بهزیستی و رشد کودکان می دید. او حجاب را یک اجبار مذهبی می دانست و معتقد بود که حجاب با صلیب مسیحیان قابل مقایسه نیست.

او نسبت به حجاب زنان در نماز و یا در مراسم خاکسپاری تفاهم نشان می داد و می گفت در آنجا می تواند خواسته خودشان باشد ولی در زندگی روزمره زنان ترک بیشتراز ترس مردهایشان حجاب دارند.

آخرین سخنران برنامه اینگرید کونیک مدیر یک مدرسه ابتدایی بود. خانم کونیک سخنرانی خود را تحت عنوان «حجاب و نورم های اسلامی در مدارس ابتدایی» ایراد کرد. تجربه پنج سال اخیرخانم کونیک در زمینه تاثیرات تبلیغ حجاب و روزه رمضان در بین کودکان خانواده های مسلمان بسیار قابل تامل بود.

با اینکه در پایان سخنرانی ها امکان بحث نبود و تنها افراد می توانستند سئوالهای خود را مطرح کنند و با اینکه سه سخنران تلاش کردند ریشه حجاب را در احترام به زنان توضیح دهند، با بحث هایی که درباره حکومت های اسلامی و پیاده شدن شریعت وحجاب اجباری در این کشورها انجام شد، از سئوالها پیدا بود که در بین شرکت کنندگان واژه حجاب بیشتر نماد سرکوب زنان است تا احترام به زنان .

از جانب شرکت کنندگان در دفاع از کنفرانس موارد زیر گفته شد:

راسیسم ضد اسلامی بی معنیست. چون راسیسم از ویژگی نژادی ناشی می شود و اسلام ویژگی نژادی ندارد و سیاه یاسفید می توانند به آن معتقد باشند.

و یا گفته می شد که انتقاد به یک ایدئولوژی بمفهوم دشمنی با افرادی که به آن معتقدند نباید تلقی شود. هر آتئیستی مخالف نه تنها اسلام، بلکه مسیحیت و یا هر مذهب دیگریست، ولی این به آن معنی نیست که با افرادی که به این مذاهب اعتقاد دارند دشمن است.

گفته شد هر نقدی نباید با برچسب کنار گذاشته شود. باید به نوع برخورد توجه شود که از زاویه نقد نظر است و یا بدلیل غیر خودی بودن یک نظر آن را نقد می کند. این نکته است که این کنفرانس را از راستها جدا می کند. مخالفت راستها با اسلام، از این زاویه است که اسلام را خارجی و غیر اروپایی می دانند.

برای مخالفت با دیدگاه فاشیستی راستها نباید به پشتیبانی از دیدگاه اسلامیستی رسید و نقدشان نکرد.

از سویی هم طرح شد که نقد اسلام مین گذاری زمین است.

فعالین زنان ایرانی در فرانکفورت و شهرهای نزدیک به پشتیبانی از کنفرانس آمده بودند و در مواردی تجربیات و نظر خود را توانستند بیان کنند. مثلا در پایان کنفرانس مطبوعاتی یک زن ایرانی از تشکیل کنفرانس و ایجاد بحث اظهار خوشنودی کرد و گفت که چهل سال قبل زمانیکه اسلامیست ها در ایران برای قدرت سیاسی می جنگیدند، شعارشان « بحث پس از مرگ شاه بود» و زمانیکه به قدرت رسیدند، دیگر امکان هیچ بحثی نبود. نتیجه حکومت اسلامی بیش از ده هزار اعدامی و چهارمیلیون پناهنده سیاسی به دیگر کشور ها بود. یکی از آنها هم من هستم که هنوز لیست 1500 زن اعدام شده ای را که جمع آوری کرده بودم، با خود دارم. رادیو هسن گفتگویی را با او انجام داده و پخش نمود.

البته چند زن با حجاب و یا بی حجاب ایرانی هم در کنار معترضین و مخالفین بودند.

کنفرانس با همه نقش با ارزشی که اجرا کرد و انعکاس وسیعی که در رسانه ها و نشریات پیدا کرد، متاسفانه بدرستی گردانندگی نمیشد. بحث ها امکان چالش ویا جمعبند نداشتند و عمق پیدا نمی کردند.

البته برگزار کنندگان چنین حجمی از استقبال را تصور نمی کردند و آمادگی لازمه را نداشتند. احساس می شد که برای جلوگیری از سوء استفاده راستها پس از سخنرانی از بحث جلوگیری می شود و تنها امکان سئوال وجود داشت.

درکنفرانس مطبوعاتی و خارج از سالن امکان بهتری برای گفتگو و بحث بود. به این ترتیب علیرغم مصاحبه ها و گزارش های خوبی که تهیه شد، در درون کنفرانس بسیاری از سئوالها در هوا ماندند و گفتگوهای بین سخنرانان و شرکت کنندگان بخوبی پیش نرفتند.

ولی با اینهمه کنفرانس دانشگاه گوته برای طرح و باز کردن یک مسئله جدی اجتماعی، آغاز بسیار با ارزشی بود.