صفحه اول   Home Türkçe کوردی English Deutsch Français تماس با ما    Contact Us
پذيرش سايت > مقالات > خشونت > تعرضات جنسی در کلن: نقطه های تاريک / شهلا شفیق

نسخه قابل چاپ


تعرضات جنسی در کلن: نقطه های تاريک / شهلا شفیق

ترجمه مقاله در لوموند- برگرفته از گویا نیوز

سه شنبه 16 فوريه 2016


در چند دهۀ اخیر، دنیای موسوم به مسلمان، در پرتو پيشرفت تبليغات اسلامگرایان، در حالت تحریک شدید اصول جنسیت محور مرد سالار به سر می برد؛ اصولی که شریعت تجویز می کند. به ديده اسلامگرایی، که آزادی جنسی را محور فرهنگ غرب قلمداد می کند، احقاق حقوق زنان و همجنسگرایان بدترین آفت «غربی شدن» و نابود کنندۀ هویت اسلامی است.

خشونتهای جنسی در شب سال نو در آلمان، اتریش، سویس، فنلاند و... پدیده ای است آشنا ودر همان حال بیسابقه. زخم خوردگی هولناک زنانی که هدف حملۀ گروهی مردان قرار گرفتند، از نوع تجربه های تلخ زنانی بود که در سال ٢٠١١ در میدان تحریر قاهره قربانی تعرض جنسی گروهی شدند. اين رويدادها، همچون بی شمار تجربه های روزمرۀ زنان در سراسر جهان، از آسيا تا آفريقا و اروپا و امريکا، نشان می دهد که چگونه نگاه جنسیتی خشونت آفرین است. جای شک نيست که واقعیت چند وجهی و گستردۀ خشونت های جنسيتی و جنسی بر زنان منحصر به کشورهای اسلامی نمی شود. اما وقایع شب سال نو در اروپا، ما را به فراتر رفتن از این مشاهده عمومی و درک آنچه که «بیسابقه» است فرامی خواند. در کلن، قربانیان و شاهدان خشونت ها اظهار می دارند که غالب تبهکاران خارجی بوده ومغربی تبار به نظر می رسيده اند. بنابر نخستین تحقیقات رسمی، دو سوم مظنونان بازداشت شده پناهجو و یا مهاجر غیرقانونی و از اهالی کشورهای موسوم به اسلامی اند (الجزایر، عراق، ایران، مراکش، سوریه)، اگرچه در میان آنان دو آلمانی، یک صرب و یک آمریکایی نیز دیده می شود.

بسیاری از خود می پرسند که چرا و چگونه ، افرادی که وضعیت اقامتشان هنوز ناروشن است و قاعدتاً باید جانب احتیاط را نگهدارند، این چنین مرتکب خشونت جنسی می شوند؟ چه درسر آنها می گذرد که به چنین تبهکاری دست می زنند؟

این تعرض ها، خواه سازمان یافته باشد يا خودجوش، خواه عاملان آن عضو شبکه های تبهکار باشند یا نه، بيش از هر چيز نشان می دهند که مرتکبان اين اعمال چه تصوير و تصوری از زن ها دارند، زنانی که آزادی رفت و آمد شبانه در کوچه و خیابان را همچون مردان حق خود می دانند. در میان مدارکی که از برخی بازداشتیها به دست آمده، جملاتی به عربی همراه با ترجمه انگليسی و آلمانی یافت شده، از آن نوع حرف ها که مردان تجاوزگر به هنگام آزار و اذیت زنان به کار می برند. و این نشان می دهد که برخی از پیش به قصد تعرض به زنان به ميدان آمده اند؛ و نيز اينکه اينان زن آزاد را «هرزه» می دانند و بس.

عملکرد چنين ديدگاهی را، در رويکرد به تجاوز جنسی، در گذشته هایی نه چندان دور، حتا دردموکراسی ها، از جمله در فرانسه، می شناسيم : کرم از خود درخت است. گناه تجاوز همیشه به گردن زن بوده ، که لباس و يا رفتار تحریک آمیز و نامعمول داشته، شبانه به تنهایی بیرون رفته و يا در مکانهای به اصطلاح ناموجه آمد و شد داشته است. اين ديدگاه که با وجود پیشرفت قوانین دمکراتيک و حقوق زنان هنوز جانسختی می کند، بازتاب جهان بينی مرد سالار است که محدودۀ فضای آزاد بودن زن را براساس نقشی که به او داده شده تعیین می کند: نقش همسر، مادر و کدبانوی خانه؛ و البته درهمان حال که مردان مشغول فتح جهان اند.

در چند دهۀ اخیر، دنیای موسوم به مسلمان، در پرتو پيشرفت تبليغات اسلام گرایان، در حالت تحریک شدید اصول جنسیت محور مرد سالار به سر می برد؛ اصولی که شریعت تجویز می کند. به ديده اسلامگرایی، که آزادی جنسی را محور فرهنگ غرب قلمداد می کند، احقاق حقوق زنان و همجنسگرایان بدترین آفت «غربی شدن» و نابود کنندۀ هویت اسلامی است. همدوشی و همپایی زن و مرد و خودآیینی آنان نیز سرچشمۀ فساد جامعه و بینظمی شمرده می شود. در این نگاه، حجاب ضامن حيا وعفاف تلقی می شود؛ و در مقابل ، زنان بیحجاب بی حيا و فاقد عفاف تلقی می شوند. در اين باره اگر مثلا تصوير زنان شهری را در کشور مصر، در سال ١٩٦٠ با امروز مقایسه کنیم، به روشنی درمی يابيم اسلامگرایی چه پیشرفت بزرگی داشته است. مقايسه میان این دو وضعیت، که در کشورهایی چون تونس و ایران و... نیز دیده می شود، شگفتانگیز است.

در فرانسه نیز از سال ١٩٩٠ به این سو، پیشرفت حجاب در برخی محلات، بيش از آنکه نشانگر رويکرد مهاجران به فرهنگ کشورمبدا باشد، نشان دهندۀ گسترش پیچیده و خطرناک اصول اسلامگرایی است که پیروانش حجاب را حفظ عفت قلمداد می کنند. اينان بدن زن را محل گناه می دانند و آزادی جنسی را عامدانه با هرزه نگاری و روسپیگری یکی می کنند. در کنار اسلامگرایان، سایر جنبشهای مذهبی نومحافظهک ار (متعلق به تمامی مذاهب) نیز در دامن زدن به این تبلیغات دست دارند. یکی از نتایج مستقيم این تبلیغات، ایجاد احساس گناه در زنان و محدود کردن آزادی آنها است.

شگفت آنکه، تأثیر این ذهنیت عقب مانده درسخنان شهردار کلن نیز دیده می شود، آنجا که به زنان توصیه می کند «فاصلۀ خود را به درازای بازو» با افراد ناشناس حفظ کنند تا از حملۀ احتمالی آنان در امان باشند. سخنان رئیس پلیس وین نیز دست کمی از خانم شهردار ندارد. او می گوید: «زنها نباید شبها به تنهایی به گردش و تفریح روند و باید از مکان های حساس دوری کنند».

فشاراین وارونه سازی مسئوليت که احساس گناه و عذاب وجدان می آفريند، نه تنها بر دوش زنان سنگین است، بل برای مردان نیزبس زیانبار است، چرا که آنان را به حیوانی افسارگسیخته ماننده می کند. نگاه جنسیتی اما امری محتوم نیست. انسان محصول بی ارادۀ نظامی که در آن بار آمده نیست، بلکه توانایی آن را دارد که خودآیین بیندیشد وعمل کند. این درمورد مهاجران و پناهندگان، و صدها هزارتنی که به آلمان می آیند نیزصادق است، و مهاجمان شب سال نو، قطعا نمایندۀ ميلونها مهاجر و پناهنده نيستند.

اما هشداری که این خشونت های جنسی می دهد مهم است : همانند همه عرصه های عمل اجتماعی و فرهنگی، در حيطه ی مهاجرت و جايگيری اجتماعی مهاجران نيز بايد چشمها را بر ضرورت پيشگيری خشونتهای جنسی گشود. واقعيت وجودی خشونتهای جنسی، که زنان مهاجر را نیز، از جمله در خوابگاههای پناهندگی، هدف قرار می دهد، اغلب نادیده گرفته می شود. این واقعيت که عاملان این خشونتها خود قربانی خشونتهای نژادی هستند و یا از کمبودهای مالی یا عاطفی رنج می برند، به هيچ رو نبايد توجيهی برای ناديده گرفتن تبهکاری جنسی آنها گردد .

به عکس، باز شناسی این خشونت ها نه تنها در عملکرد مؤثر علیه آنها و پيشگيري شان امری اساسی است، بلکه برای جلوگیری از تبلیغات نژادپرستانه که همواره از ناگفته ها و نقطه های تاريک تغذيه می کند و نيرو می گيرد ضرورت دارد. نبايد گفتار در اين حوزه ها به راست افراطی واگذاشته شود.

این متن ترجمه مقالهای است که در روزنامه فرانسوی لوموند (۱۵ ژانویه) منتشر میشود.

SPIP | اسکلت | | نقشه ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0