صفحه اول   Home Türkçe کوردی English Deutsch Français تماس با ما    Contact Us
پذيرش سايت > مصاحبه و گفتگو > جنجال اقلیت اقتدارگرا در برابر حضور زنان در ورزشگاه / آمنه کرمی

نسخه قابل چاپ


جنجال اقلیت اقتدارگرا در برابر حضور زنان در ورزشگاه / آمنه کرمی

يكشنبه 22 ژوئن 2014


مدرسه فمینیستی: درحالی که عکس چند تن از بازیگران زن ایرانی منجمله فاطمه گودرزی و لیندا کیانی و... در ورزشگاه کوریتیبا در برزیل در خبرگزاری های دولتی ایران با افتخار منتشر شد،[1] جمعی از زنان ایرانی روز 23 خردادماه 1393 برای حضور در ورزشگاه آزادی و تماشای مسابقه والیبال ایران و برزیل اقدام کردند ولی از حضور آنان جلوگیری به عمل آمد و واکنش هایی را در جامعه برانگیخت.

در واکنش به این خبر و پیش از برگزاری مسابقه والیبال ایران و برزیل در روز 25 خرداد، سخنگوی مجلس شورای اسلامی و برخی دیگر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از فراهم آمدن امکان حضور زنان در ورزشگاه ها سخن گفتند. به گزارش خبرگزاری ایرنا کمال‌الدین پیرمؤذن، نماینده اردبیل، در جلسه علنی روز ۲۵ خرداد مجلس، در تذکری با استناد به اصل سوم قانون اساسی خواستار آن شد که «زنان ایرانی مانند برزیلی‌ها از تماشای بازی والیبال بهره‌مند شوند.» و سخنگوی هيات رئيسه مجلس نیز گفت: «در حال حاضر هم بايد حضور بانوانی كه با شرايط خاص در ورزشگاه‌ها حاضر مي‌شوند بررسی شود طوری كه احساس تبعيض ميان بانوان براي حضور در ورزشگاه‌ها احساس نشود اما در نهايت می‌توان اذعان داشت كه مخالفت كلی نسبت به حضور بانوان در ورزشگاه‌ها وجود ندارد و تنها بحث بر سر مهيا كردن شرايط است».[2] با این اظهارنظرها بود که در همان زمان از سوی برخی از مسئولان بحث امکان حضور زنان در مسابقه والیبال ایران و لهستان مطرح شد. خیلی طبیعی هم بود که این اظهارنظرهای همدلانه، نقطه امیدی را ایجاد کرد که شاید تغییری در این نقض حقوق زنان ایجاد شود. از این رو در 25 خردادماه، هنگام برگزاری مسابقه والیبال ایران و برزیل برای دومین بار جمعی از زنان به استادیوم دوازده هزار نفری رفتند، اما باز هم با درهای بسته روبرو شدند.

همزمان با این ممانعت اما امیدهای بیشتری برای ایجاد تغییر به وجود آمد چرا که «شهیندخت مولاوردی»، معاونت زنان ریاست جمهوری، نه تنها یکی از معاونان خود را در جمع زنانی که پشت درهای استادیوم آزادی مانده بودند، فرستاد بلکه خودش نیز صراحتا اعلام کرد که شخصا این موضوع را پیگیری می کند. پیگیری های شهیندخت مولاوردی در هیئت دولت در نهایت به آنجا رسید که رئیس جمهور روحانی دستور پیگیری این مساله و امکان حضور زنان در استادیوم آزادی را داد.[3] علاوه بر آن آقای روحانی، رئیس جمهور، در پیام اش به تیم ملی فوتبال ایران در آستانه بازی با آرژانتین گفته است: «باید فضای لازم را برای ورزش دختران نیز فراهم کنیم. بانوان و دختران ما عین پسران هستند. آن‌ها نیز نیاز به نشاط و ورزش و سلامت دارند.»

همه این اتفاقات مثبت، نتیجه اش این شد که عده بیشتری از زنان هموطن مان امیدوار به شکسته شدن این سد در برابر خود شوند و بعد از ظهر روز گذشته (جمعه 30 خرداد 93) با امیدواری و تعداد افزون تری، برای تماشای مسابقه والیبال ایران و ایتالیا به استادیوم آزادی بیایند اما به رغم امیدواری ایجاد شده، نه تنها برای بار سوم با درهای بسته استادیوم مواجه شدند بلکه تعدادی از آنان توسط نیروی انتظامی دستگیر و راهی بازداشتگاه وزراء شدند. هرچند همه زنان بازداشت شده پس از چند ساعت با سپردن تعهد، آزاد شدند اما حقیقت این است که برخورد خشونت آمیز نیروی انتظامی و ضرب و شتم و سیلی های نیروهای پلیس، فراتر از پیکر زنانی بود که فقط می خواستند حق ابتدایی خود را طلب کنند. هدف خشونت گران دولتی در واقع امیدهایی که داشت جوانه می زد را نشانه رفته بود.

در این میان، آری گراسا، رئیس فدراسیون جهانی والیبال، در پاسخ به خبرگزاری ایلنا درباره ممنوعیت حضور زنان برای تماشای مسابقات جهانی در تهران گفت که اعضای شورای لیگ جهانی والیبال در نشست خود در ماه میلادی آینده درباره این موضوع رایزنی خواهند کرد زیرا یکی از تعهدات ایران برای میزبانی مسابقات جهانی والیبال، امکان حضور زنان در استادیوم ها برای تماشای این بازی هاست. اما به رغم وجود این تعهد بین المللی، دولت ایران از حضور زنان جلوگیری می کند و از این رو در آینده باید پاسخگوی نقض تعهدات اش باشد.

در این خصوص پرسش مهم آن است که چه کسانی مانع حضور زنان در استادیوم برای تماشای مسابقات می شوند؟ این در حالی است که اولا این مسئله جزو تعهدات بین المللی جمهوری اسلامی است و دولت ایران با این شرط میزبانی مسابقات را توانسته بپذیرد، دوما هیئت دولت و در نهایت ریاست جمهوری یعنی بالاترین مقام اجرایی کشور که وزارت ورزش زیر نظر اوست، به صراحت دستور پیگیری این مسئله را داده است، و سوما حتا سخنگوی هیت رئیسه مجلس به عنوان یکی دیگر از سه قوه اداره کشور، نظر مثبتی در رابطه با حضور زنان برای دیدن مسابقات والیبال داده بود؛ و چهارم این که اساسا دیدن مسابقات والیبال برخلاف مسابق فوتبال، قبل از این، منعی نداشت و تنها چند سالی است که در این خصوص نیز مانع تراشی کرده اند. در واقع از ابتدای انقلاب، زنان از تماشای دیدن مسابقات فوتبال در ورزشگاه ها محروم بوده اند اما در مورد مسابقات والیبال این منع از ابتدا وجود نداشت و صرفا چند سالی است که چنین منعی به مجموعه نقض حقوق زنان اضافه شده است.

تنها پاسخی که می توان در برابر این پرسش گذاشت آن است که مثل همیشه، یک عده کوچکی در درون حاکمیت، با پشتوانه های بی حساب و کتاب خود، در برابر رای اکثریت درون حاکم ایستاده اند و مثل همیشه با پرونده سازی و امنیتی کردن هر ماجرایی، تلاش می کنند تا جلوی ایجاد هر تغییر و امیدی را سد کنند. به طوری که خبرگزاری فارس هنگامی که متوجه شد ممکن است حضور زنان در استادیوم برای دیدن بازی والیبال، با دستور رئیس جمهور به نقطه امیدی در میان زنان جوان تبدیل شود و بخش انتخابی حاکمیت از این طریق بتواند بخشی از نیروهای اجتماعی را به نفع خود بسیج کند با سرعت، شروع به متشنج کردن و امنیتی کردن فضا کرد. به طوری که پیش از مسابقه روز جمعه، با انتشار گزارشی، تجمع کنندگان در برابر استادیوم را مورد اتهام قرار داد و نوشت: «شاید جالب باشد که بدانید لیدرهای اصلی این تجمع چند نفره از فعالان سیاسی و علاقه‌مندان به این حوزه هستند! چه آنکه؛ هویت اصلی این افراد ماهیت اهدافشان را بیش از پیش نمایان می‌کند.» و سپس با نام بردن از ژیلا بنی یعقوب، صبا شعردوست، میرا قربانی فر، عاطفه نبوی، شیوانظرآهاری و... ادامه داد: «پس از این جنجال، برخی از بازیکنان تیم ملی والیبال ایتالیا که قرار است آخر هفته در تهران به مصاف ایران بروند در اظهارنظری سیاسی از این عده از بانوان خواستند که مقابل این شرایط مقاومت کنند.»[4]

حال باید پرسید در شرایطی که مذاکرات بین المللی ایران با پنج به علاوه یک در جریان است، چطور می شود که به زنان روزنامه نگاری همچون ژیلا بنی یعقوب و میرا قربانی فر و سولماز ایکدر و... به خاطر درخواست یک حق اولیه و انسانی یعنی ورود به ورزشگاه، اتهامات عجیب و غریب می زنند و یا زنان روزنامه نگاری همچون فاطمه جمال پور[5] را با چنین وضع فجیعی بازداشت می کنند. بگذریم که در همین مدت کوتاه زنان روزنامه نگار دیگری همچون ریحانه طباطبایی و صبا آذربیک را به زندان می اندازند و یا در مراسم سالروز مرگ ندا آقا سلطان، تعدادی را بازداشت می کنند.

روزنامه جمهوری اسلامی هم در ادامه این فضاسازی های غیرواقعی، نوشت: «تلويزيون بی‌بی سی، موضوع راه يافتن زنان و دختران به استاديوم‌های ورزشی برای تماشای مسابقات را، كه خانم شهيندخت مولاوردی مشاور امور زنان رئيس‌جمهور چند روز قبل مطرح كرده،‌ با جديت در دستور كار خود قرار داده و با انتشار گزارش‌ها و مصاحبه‌های متعدد درصدد دامن زدن به آن برآمده است. يكی از مصاحبه شوندگان به تلويزيون دولتی انگليس گفت موضوع ورود زنان به استاديوم‌ها فقط جنبه نمادين دارد و هدف اين است كه زنان در ايران به حقوق ديگر خود برسند. هفته گذشته مشاور امور زنان رئيس‌جمهور گفته بود گزارشی در زمينه لزوم ورود زنان به استاديوم‌های ورزشی به رئيس‌جمهور داده و رئيس جمهور، وی و وزير ورزش را مأمور بررسي بيشتر اين موضوع نموده است. فارغ از اين كه خانم مولاوردی چه هدفی را دنبال مي‌كند، به نظر می‌رسد موضوع ورود زنان به استاديوم‌ها به زودی به يكی از موضوعات مطلوب جناح رقيب و مخالفان رئيس‌جمهور تبديل خواهد شد كه می‌تواند دردسرهایی برای دولت ايجاد كند.»[6]

در این خصوص اظهارنظر چند زن نماینده مجلس هم که از زن ستیزترین نمایندگان هستند با استفاده از تریبون خانه ملت، مطرح شد که آنها نیز بلافاصله به نفع جناح اقتدارگرایان وارد میدان شدند و بحث ورود زنان به استادیوم را بهره برداری سیاسی علیه نظام خواندند.[7] به طوری که نیره اخوان بی طرف گفت: »به نظر من مساله راه ندادن زنان به ورزشگاه ها اصلا موضوع مهمی نیست. مخصوصا این که یک عده می خواهند علیه نظام از این موضوع بهره برداری سیاسی داشته باشند.» و فاطمه آلیا، یکی دیگر از نمایندذگان مجلس گفت: «کار زن، بچه دار شدن و تربیت فرزند و شوهرداری است نه دیدن مسابقه والیبال. یک عده ای می خواهند هر طور شده به زن نقش هایی بدهند که مخالف با وظایف شرعی است. زنی که دغدغه اصلی اش رفتن به ورزشگاه و شاغل شدن و این دست مسایل باشد که دیگر به وظایف اصلی خود نمی رسد.»!؟!

در خصوص ورود زنان به ورزشگاه ها برای تماشای مسابقات ورزشی این سئوال را برای افکار عمومی بوجود آورده که به راستی حضور زنان در استادیوم باعث ضربه زدن به حاکمیت می شود یا ممنوعیت ورود آنها؟ چنین ممنوعیت غیرطبیعی و غیرقابل باور برای افکار عمومی جهانی و نیز نقض تعهدات بین المللی دولت، آیا عملا وجهه ایران در سطح جهانی و افکار عمومی ضربه پذیر نمی کند؟ اما در این میان گروه کوچکی درون حاکمیت که بیشتر از آن که به فکر منافع ملی و ترسیم چهره مثبت از ایران در سطح جهانی باشند، فقط و فقط به فکر منافع جناحی خود هستند. این گروه کوچک اقتدارگرایان تلاش دارند که علیرغم ایجاد هزینه های هنگفت برای دولت و نقض آشکار حقوق نیمی از هموطنان شان و دلسردی آنان، منافع خود را به هر وسیله پیش برده و نگذارند که با یک حرکت ساده و بی هزینه ای که می شود هم امید را در دل زنان جوان این مرز و بوم زنده کرد و هم وجهه بهتری در سطح جهانی نصیب مملکت کرد، یک وقت مباد که «جناح رقیب» یک پوان مثبت نصیب اش شود. از این رو باید پرسید: کوته نگری و نوک دماغ را دیدن تا به کی؟

پانوشت ها:

[1] http://aftabnews.ir/fa/news/248749/...

[2] http://www.banifilm.ir/Mobile/Mobil...

[3] http://feminist-school.com/spip.php...

[4] http://www.farsnews.com/newstext.ph...

[5] http://www.rahesabz.net/story/83750/

[6] http://aftabnews.ir/fa/news/249135/...

[7] http://setarehnews.ir/news-19037.aspx

SPIP | اسکلت | | نقشه ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0