صفحه اول   Home Türkçe کوردی English Deutsch Français تماس با ما    Contact Us
پذيرش سايت > دیدگاه > کنفرانس های "بنیاد پژوهش های زنان ایران" و جایگاه آن در مبحث "مطالعات زنان" ایران (...)

نسخه قابل چاپ


کنفرانس های "بنیاد پژوهش های زنان ایران" و جایگاه آن در مبحث "مطالعات زنان" ایران (٥)

منیره کاظمی

چهار شنبه 24 اوت 2011


بدنبال انعکاس بیشتر نظرات شرکت کنندگان و همچنین صاحب نظران در "مبحث مطالعات زنان" در این بخش به پای صحبت های کوتاه یکی از شرکت کنندگان جوان سمینار آمرسفورت می نشینیم!

دوست عزیز لطفاً کمی از خودت و فعالیتهایت برایمان بگو

ساغر غیاثی هستم، با ٣٧ سال سن ، امسال در سمینار "بنیاد پژوهش های زنان ایران" شرکت کردم. مدت ٣ سال و اندی است که درکشور ایرلند زندگی می کنم .در ایران در زمینه تجارت و مدیریت تحصیل و کار کرده ام. مدت ٣ سال در شهر کوچک لانگفورد ساکن بودم. در این شهر با یک دوست خوب ایرلندی به نام شوان مدن اشنا شدم . شوان در مرکز زنان لانگفورد با همکاری دانشگاه یو سی دی دابلین ، مطالعات زنان تدریس می کرد و در نقش هماهنگ کننده مرکزبا بسیاری ازسازمانهای دولتی و غیر دولتی ارتباط تنگاتنگ داشت. این اشنایی تاثیر ژرفی برمن داشت و من را وادار کرد تا به مسائل زنان به صورت جدی بیاندیشم.هر چند که به عنوان یک زن ایرانی نابرابری جنسیتی و تبعات ناشی از آن را در جای جای زندگی خود و سایر زنان ایرانی احساس می کردم و معترض بودم.

در طی ٣ سال گذشته به عضویت سازمانهای حقوق بشری و زنان درآمدم.به سازمان عفوبین الملل ایرلند پیوستم و در حال حاضر به عنوان هماهنگ کننده گروه ایران فعالیت می کنم .از موسسان کمپین "مانیفست زنان لانگفورد" هستم . این کمپین به دنبال پیداکردن راه حلی برای مشارکت زنان در پروسه تصمیم گیری است ، به نوبه خود پروژه جدیدی است که در حال گسترش به سایر شهرهای ایرلند است.گروه دیگری هم که در تاسیس آن نقش داشتم گروه " وست میتس ایست " این گروه محفلی است برای شناخت و تبادل فرهنگی بین جامعه ایرلندی و غیر ایرلندی است، لازم به ذکر است گروه در سال ٢٠٠۹ موفق به دریافت جایزه ملی " پراید آف پلی اس " شد. وقتی که در ایران بودی از وجود سمینارهای بنیاد مطلع بودی؟

زمانی که در ایران بودم اصلا چیزی درباره سمینارهای بنیاد نشنیده بودم و به قول بعضی ازدوستان تا تصمیم کبری بیشتر نخوانده بودم. اما حتی اگر هم شنیده بودم چندان در اصل ماجرا فرقی نمی کرد ، گرفتن ویزای یک کشور اروپایی کار بسیار دشواری است و به همین جهت عملا حتی دوستان مطلع و علاقمند امکان شرکت در سمینار را ندارند.

چه زمانی و از چه طریقی در جریان سمینارهای بنیاد قرار گرفتی؟ و همینطور چگونه از سمینار آمرسفورت مطلع شدی؟ و چی شد که تصمیم گرفتی به این سمینار بیایی؟

در مورد سمینارهای بنیاد اولین بار از دوستم مریم حسین خواه شنیدم و قرار بود که سال گذشته در سمینار شرکت کنیم ولی متاسفانه امکانش فراهم نشد و امسال از طریق صفحه فیس بوک در مورد سمینار آمرسفورت مطلع شدم.یکسال بود که به ادامه تحصیل در رشته مطالعات زنان فکر می کردم ، اما فاصله گرفتن از حوزه تجارت به عنوان گزینه ساده برای تامین معاش و پشت پا زدن به تجربه چندین ساله ام این تصمیم گیری رو مشکل کرده بود. بالاخره شرکت در کنفرانس کمک کرد تا در تصمیم ام راسخ تر شوم و از این بابت خوشحال هستم. ارزیابی ات از بیست و دومین سمینار «بنیاد پژوهش های زنان ایران" که تو در آن برای اولین بار شرکت داشتی چگونه است؟ از نظر محتوائی و سازماندهی؟.

گردهمایی چند صد نفره زنان ومردان ایرانی حول محور مسائل زنان به خودی خود ارزشمند است .علی رغم تفاوت آرا و عقاید سیاسی وتجربیات گذشته هنوز هم می توانیم در زیر یک سقف جمع شویم تا برای دردهای مشترکمان همدلی و چاره جویی کنیم، حتی اگر در بعضی موارد ارائه نقطه نظرات با خشونت توام باشد وتحمل فضا را برایمان دشوار سازد، اما خوشبختانه چند برنامه تفریحی دوباره آرامش را به فضا بر می گرداند.بهرحال با تمام تضادها وتنش ها هرگاه که به کنفرانس فکر می کنم دلتنگ همه دوستانی می شوم که در این سه روزه مفتخر به آشناییشون شدم .کنفرانس پتانسیل خوبی دارد تا افراد از نزدیک با هم آشنا شوند و برای پروژه های که نیاز به کارگروهی دارد برنامه ریزی کنند.

پذیرش میزبانی وسازماندهی کنفرانس با توجه به محدودیتی های مالی یک اقدام دلیرانه است و از این رو باید قدردان زحمات کمیته های محلی بود، اما فارغ از این موضوع در مجموع سازماندهی کنفرانس هلند بسیارخوب بود ، شرایط آبرومندانه ای برای حضور شرکت کنندگان تدارک دیده شده بود وبرنامه ها تقریبا مطابق برنامه زمانبندی کنفرانس یکی پس از دیگری اجرا شد .از نظر محتوایی مقالات بسیار خوبی در این کنفرانس ارائه شد ولی ضعیف بودن تعدادی از مقالات سطح کیفی این کنفرانس را با پرسش مواجه کرد.اما نکته اساسی این است که تا چه میزان صاحب نظران در حوزه مطالعات زنان مقالات و تحقیقات خود رو برای ارائه در این کنفرانس ارسال کرده بودند؟ وآیا کمیته برگزاری به لحاظ علمی و تجربی توانست درانتخاب مقالات و سخنرانان موفق عمل کند؟ اگر فرض بر این باشد که کمیته محلی ناگزیردست به انتخاب زده ،این پرسش مطرح می شود که دلیل عدم استقبال چیست ؟ وقتی بسیاری از زنان و مردان ایرانی در سازمانهای دولتی و غیر دولتی مدافع حقوق زنان نقش محوری دارند و تصدی اساتید ایرانی بر کرسی های دانشگاههای معتبر درعلوم اجتماعی و بالاخص مطالعات زنان درخارج از ایران چشمگیر است . تعدادی از دوستان درکنفرانس های بنیاد شرکت نمی کنند چون منتقد محتوی علمی آن هستند . شاید کنار کشیدن وعدم تلاش برای ارتقاء سطح کیفی این همایش که یکی از بزرگترین تجمعات زنان و مردان ایرانی برابری خواه است ، ساده ترین راه باشد. اما فراموش نکنیم که یادگیری یک فرایند دو سویه است ، همه ما زمانی در نقش یادگیرنده و زمانی در نقش یاددهنده هستیم و دائما این دو نقش در تعامل با یکدیگر هستند وبه سرعت جای خود را به دیگری می دهند.

تشکیل کارگروه تخصصی برای بررسی مقالات ورویکرد ترغیب کنشگران و اساتید برجسته دانشگاهها برای حضور درکنفرانس های بعدی، می تواند به بالابردن سطح کیفی همایش کمک نماید.

در این سمینارها هر ساله سخرانان میهمان غیر ایرانی از کشور میزبان دعوت میشوند. از آنجائیکه تو با زنان غیر ایرانی در فعالیتهای اجتماعی همکاری داری آیا به نظرت این میتواند در تبادل تجربه به مسائل زنان ایرنی یاری دهنده باشد؟

بله، برای مثال در پانل های خارجی دو بحث عمده مطرح شد زنان و جنبشهای اجتماعی اخیردر کشورهای اسلامی و تاثیرقوانین بین المللی در حمایت ازقربانیان خشونت که به زبان انگلیسی ارائه شد .از نظر من انتخاب هر دو بحث هوشمندانه بوده و سندی بر بالندگی و پویایی جنبش زنان ایران است. (هر چند که به لحاظ ارائه مطالب به زبان انگلیسی و نمایش ندادن ترجمه فارسی مطالب ،به صورت همزمان ، بسیاری از شرکت کنندگان نتوانستند بهره کافی از مباحث ببرند)

زنان ایران با کوله بارتجارب تلخ انقلاب های مشروطه و ٥٧ ، حوادث و تحولات را در کشورهای منطقه خاورمیانه وشمال آفریقا رصد می کنند و نگران هستند که علی رغم مشارکت زنان درصف اول تظاهرات و درگیر بودن در تحولات وصدمات ناشی از این دگرگونی های همه جانبه ، درمیدان تحریرها سرنوشت محبس در مطبخ برای زنان رقم بخورد. از این رو طرح بحث زنان و جنبشهای اخیر در کشورهای اسلامی ،گواهی است بر این مدعی که کنشگران و اساتید ایرانی حقوق زنان تمایل به تعامل بیشتر با گروههای زنان در مناطق فوق الذکر را دارند. علیرغم تفاوتهای فرهنگی، زبانی، نژادی، جغرافیایی زنان با مشکلات مشابهی نظیر عدم امنیت اقتصادی ،پایین بودن مشارکت زنان در پروسه تصمیم گیری ،تبعیض های جنسیتی وخشونت روبه رو هستند.تنها یک درصد از دارایی های دنیا مطلق به زنان است در حالیکه دو سوم کارگران دنیا زنان هستند.یک سوم از زنان دنیا خشونت فیزیکی ، تجاوز و سکس اجباری رو تجربه می کنند. درحالیکه زنان ٥١ درصد جمعیت دنیا را تشکیل می دهند فقط ١٦ درصد ازکرسی های پارلمانی دنیا را به خود اختصاص داده اند. برای یافتن راهکارهای موثر، فعالین حقوق زنان ناگزیر به تبادل تجربیات و اطلاعات تخصصی و توسعه ارتباطات میان ان جی او ها ، سازمانهای ملی و بینالمللی هستند.

بحث تاثیرقوانین بین المللی در حمایت ازقربانیان خشونت توسط پرفسوررنه رومکنز* ارائه شد. از آنجا که پرفسور رومکنز به عنوان متخصص در تهیه پیشنویس «کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» مصوب شورای اروپا نقش داشته ، دعوت ایشان برای ارائه بحث فوق از نقاط قوت کنفرانس بود. پرفسور رمکنز سخنرانی خود را با تعریف خشونت و انواع آن شروع کردند واینکه مثلا محروم کردن زن ازتوسعه فردی نیزازمصادیق خشونت است و با مروری بر پیمان نامه های بین المللی درحمایت همه جانبه از زنان در مقابل انواع خشونت ونگاهی به اقدامات اخیرشورای اروپا در خصوص تصویب کنوانسیون بینالمللی برای مبارزه با خشونت علیه زنان و اینکه دولتها موظف به ارائه برنامه های در سه محور جلوگیری از خشونت،حمایت و کمک به قربانیان و تحت تعقیب قضایی قرار دادن عاملین خشونت هستند.و درنهایت اینکه تصویب این گونه قوانین چه تاثیرات فرامنطقه ای خواهند داشت. نقش مهم این کنوانسیون درواقع جمع‏بندى مطالبات زنان است و حداقل این خواهد بود که این بیانه طرح گفتمان جدی و هماهنگ رو در خصوص حقوق اساسی ، کیفری ، مدنی و فرهنگی زنان رو مورد توجه قرار داده و راه را برای بهانه های چون تفاوت های فرهنگی ومذهبی بسته است .

نظرت راجع به ترکیب شرکت کنند گان سمینار امسال چیست و چه باید کرد تا جوانان بیشتری به این نوع از فعالیتها جذب شوند؟

به نظر می رسد حضور جوانان نسبت به سالهای گذشته در کنفرانس امسال پررنگ تر بوده. این نشانه خوبی است البته نه به این خاطر که نسل جوان دانسته های بیشتری نسبت به نسل قبل دارد ، بلکه بیشتر تفاوت نوع نگاه با توجه به تجارب متفاوت است ، که لزوما هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد.نسل انقلابی سال ٥٧ ناگفته های بسیار دارد و این ناگفته ها فقط محدود به خاطرات زندان نمی شود که برای بعضی ها تکراری است ، بلکه بخش مهمی از تاریخ شفاهی است که سیر تحولات اجتماعی و سیاسی ایران را در یکی از حساس ترین برهه های تاریخی بیان می کند که قطعا عبرت آموز است ، با توجه به این تجربه گران بدست آمده ، نسل انقلاب تجزیه و تحلیل های متفاوت از رویدادهای اخیربه ویژه حوادث بعد از انتخابات دارد ، که اگر نسل جوان گوش شنوا برای آن نداشته باشد چه بسا محکوم به تکرار خطاهای گذشته شود.از طرفی نسل جوان با برخورداری از امکانات تحصیل، می توانند امکان ارتباط با سایر مراکزدانشگاهی و پژوهشی را برقرار کند واز امکانات و ظرفیتهای موجود برای تشكیل بانكهای اطلاعاتی ،جمع اوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات علمی موجود در حوزه زنان به منظور تقویت حوزه های مطالعاتی و پژوهشی مرتبط استفاده کنند. برای درگیرشدن بیشتر جوانان می بایست به آنها اعتماد کرد و مسئولیت های را درخصوص برگزاری کنفرانس های آتی به آنها واگذار کرد.

امیدوارم که با فعالیت این دو نسل درکنار یکدیگر راهکارهائی برای برون رفت از مشکلات فرهنگی-حقوقی زنان ایران یافت شود.

با سپاس فراوان از تو

منیره کاظمی

١١.٠٩.٢٠١١

* پروفسور Renée Römkens

-------------------------------

- بخش اول
- بخش دوم
- بخش سوم
- بخش چهارم

SPIP | اسکلت | | نقشه ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0