من فکر میکنم بیان این که در میان زنان ایرانی مهاجر و تبعیدی " زبان مستقل "ای وجود دارد ، بیان یک آرزوست. مفهوم آن هم روشن نیست، آیا کسانی که چنین ادعایی را دارند معتقدند که
تمامی زنان مهاجر ایرانی " زبان مستقل" ی دارند ؟ یا
زنان فعال " زبان مستقل " ی دارند ، یا
تعدادی از جمعیت های زنان فعال " زبان مستقل" ی دارند ؟ یا
چند تن از زنان فعال " زبان مستقل" ی دارند ؟ یا
هر کسی برای خودش یک " زبان مستقل " دارد ؟ نمیشود از نظر دورداشت که وقتی از " زبان مستقل " جمعی چنین وسیع ـ یعنی زنان ایرانی مهاجر و تبعیدی ـ صحبت میکنیم ، این جمع را دارای " یک زبان مشترک" هم می بینیم. و من واقعا مایلم بدانم کدام انسان هوشمند و واقع بینی میتواند جمعی به بزرگی
" زنان ایرانی مهاجر و تبعیدی " دارای زبان مشترک بداند.
ادامه